|
|
|
|||
|
با نام خدای مهربان
سلام دوستان!
سخنرانی های استاد بزرگوار حاج آقا دولابی را گاهی چندین بار گوش میدهم. در یکی از سخنرانی ها ایشان می فرمودند: "اساس رغبت است در راه خدا. رغبت به خدا را زیاد باید کرد. کمال را میخواهی دهنده اوست. خداوند همه وقت تجلی دارد. بعضی عرفا میگویند دیشب به ما تجلی شد... موانع درون خودش برطرف شده و برقی زده میگوید تجلی شد... آیا باران گاهی میبارد گاهی نمی بارد؟! یا همیشه می بارد؟! فضل و رحمت خدا همیشه ریزش دارد. اینطور نیست که گاهی ببارد گاهی نبارد. او هستی مطلق است و هستی اش دهندهء دایم است. من در (دریافتها) را بسته ام. من سرم جایی دیگرگرم است. من حجاب گذاشته ام. رغبت که بیاید حجابها کنار میرود..."
باری , فضل و رحمت بی پایان خداوند همیشه در حال ریزش است. ما باید با رغبت به سوی خدا, موانع را در وجود خودمان برطرف کنیم تا فیوضات الهی را دریابیم.
|
||||
|
+
نوشته شده در دوشنبه نهم آذر 1388ساعت 19:13 توسط نازنین
|
|
||||
|
|
|
||
|
با نام خدای مهربان
سلام دوستان!
از احوالات رابعه: "ذوالنّون گويد که: «مرا از کنيزکي تعریف کردند مومنه، از حال وي خبر پرسيدم. گفتند: در ديری خراب است. به آن دير آمدم. کنيزکي ديدم ضعيف جسم که بی خوابی در وی اثر کرده بود. بر وی سلام کردم، جواب داد. وي را گفتم: ... ترا حکيمه ميبينم، مرا بيرون آر از اين تنگی، و راه راست بر من بگشای! گفت: اي جوانمرد! تقوا زاد خود ساز، و زهد طريق خود، و ورع بارگير خود، و سلوک کن در طريق خائفان تا برسی به دری که نه حجاب بيني آنجا و نه دربانی." زهد: بی رغبت شدن به دنیای مادیات دوست بزرگوارم اذان دل لطف کرده اند و در این مورد توضیح بیشتر داده اند: "در مباحث عرفانی زهدِ صحیح به معنای دلبستگی نداشتن به دنیاست و نه به معنای استفاده نکردن از نعمتهای دنیا..." ورع: خویشتن داری از گناه و پارسایی تقوا: پرهیزگاری و قوی تر شدن سلوک کردن: طی طریق و راه پیمودن
|
|||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 22:34 توسط نازنین
|
|
|||
|
|
|
||||
|
با نام خداوند یگانه
سلام دوستان!
خانم صدیقی همسایه مادر بزرگم بود. یک عاقله زن تنها که دایم دعا میخوند. فکر میکنم سه تا بچه داشت که در شهرهای دور زندگی خودشان را داشتن و شاید سالی یکبار دیدار کوتاهی از مادرشان میکردن و زود به شهرشان برمی گشتن. پدرم میگفت: از بس این زن در کار همه دخالت میکنه و میخواد همه را کنترل کنه بچه هاش هم ازش فراری اند... راست میگفت خانم صدیقی همیشه میخواست همه کس و همه چیز و هر اوضاعی را تحت کنترل خودش داشته باشه. برادرم میگفت: خانم صدیقی کلانتر محله است !... و خاله جونم میگفت: برای همین شوهرش سالها پیش ولش کرده و رفته... یادم میاید که خیلی وقتها همسایه های دیگه از دستش به خانم جونم گله میکردن. هرکسی را یکجوری می رنجاند و هیشکی باهاش خوب نبود الّا خانم جونم! بعضی اوقات مادرم میگفت: خانم جون! من نمی فهمم شما چطور با اون اینقدر صبور هستین؟! خانم جونم صداش رو صاف میکرد و میگفت: آدمی که همیشه میخواد همه کس و همه چیز را کنترل کنه خودش در عذابه چون در اصل ایمان درست و حسابی نداره که همه را به خدا واگذار کنه و خودش رو بیخود و بیجهت عذاب میده... چادر نمازش را جابجا میکرد و ادامه میداد: مادر جان! سر نخها همه دست اون خدای کریمه! .... و سالیان بعد در کلاس روانشناسی فهمیدم که خانم جونم, نور به قبرش بباره, راست میگفت. کنترل کردن از احساس ناامنی میاید و احساس ناامنی از احساس حقارت و احساس حقارت فقط از بی ایمانی است. انسان مومن خود را شمه ای از خدای بزرگ میداند (احساس حقارت رفت پی کارش) و تسلیم اوست (احساس ناامنی هم رفت) و آرام و راحت, نه ترسی دارد و نه غمی (کلانتری هم رفت پی کارش).
بَلَى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِندَ رَبِّهِ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ آرى، هر كس كه خود را با تمام وجود، به خدا تسليم كند و نيكوكار باشد، پاداش او نزد پروردگارش ثابت است؛ نه ترسى بر آنهاست و نه غمگين مىشوند. سوره بقره ۱۱۲
|
|||||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 20:10 توسط نازنین
|
|
|||||